از جمله جاهايي که ما ايراني ها را به شدت آزار مي دهد «صف» است. به طوري که حاضريم ساعتها لاي در اتوبوس شرکت واحد گير کنيم ولي يک لحظه در صف نايستيم! چند چشمه از درياي بي کران صف:
1- در صف نانوايي: شما در صف ايستاده ايد تا نوبتتان شود، در همين حين فردي طي يک عمليات گاز انبري به سرعت مي آيد و به صورت خيلي طبيعي وارد مغازه مي شود و با اهالي خوش و بش مي کند و بعد يک بغل نان برمي دارد و مي رود. اينجاست که رگ گردنتان بالا مي زند و هرچه بد و بيراه به دهانتان مي آيد به اهالي نانوايي مي گوييد، در مقابل آنها هم از بدوبيراه گفتن به شما کم نمي گذارند و سرانجام با دستي خالي به منزل بازمي گرديد!
2- در صف اتوبوس: شما خيلي آرام در صف ایستگاه ايستاده ايد. اتوبوس مي آيد.شما با طمانينه ي هر چه تمامتر به سمت اتوبوس حرکت مي کنيد، ناگهان توده اي رنگارنگ را مشاهده مي کنيد که به سمت اتوبوس در حرکت است، در يک لحظه توده حمله ور شده و سوار مي شود! همزمان با سوارشدن توده اتوبوس هم حرکت مي کند و مي بينيد اتوبوس مي رود، تمام ايستگاه مي روند و فقط شما جا مانده ايد! برخيزيد و خاک لباستان را بتکانيد، شما بهتر است با تاکسي به منزل برويد!
3- در صف بانک: شما قصد پرداخت قبض هاي خود را داريد، آنها را در صف ِ روي ِ ميز کارمند بانک مي گذاريد تا نوبتتان شود. ناگهان يک نفر به صورتی آرتيستي قبض خودش را در بین قبض ها مي گذارد،اين کار ادامه مي يابد تا وقتي که قبض آن شخص در اول صف قرار مي گيرد! دهان باز خود را ببنديد و چشمانتان را به حالت طبيعي برگردانيد! بهتر است شما به صورت الکترونيک قبوض خود را پرداخت نماييد!
نویسنده:بنده!
ستون آزاد
***
سوی رندان قلندر،به ره آورد سفر
دلق بسطامی و سجاده ی طامات بریم
شب شعر "در حلقه ی رندان" هم برگزار شد و خیلی عظیمی از علاقه مندان طنز را گرد هم آورد.حلقه داران این شب شعر آقایان رضا رفیع،شهرام شکیبا و قاسم رفیعا بودند.در اینجا لازم است تشکری مخصوص داشته باشیم از خانواده ی محترم صدا و سیمای استان خراسان رضوی و به ویژه شخص شخیص آقای افکاری،مجری همیشه در صحنه ی رسانه!
طنزپردازان بزرگی همچون ناصر فیض،محسن اشتیاقی،امید مهدی نژاد،حامد عسگری،جمشید مقدم،سعید بیابانکی،پرویز روحبخش،استاد یاوری و آن سه نفر مذکور و الخ!
آنها که آمدند خندیدند و آنها که نیامدند نخندیدند!(جمله ی قصار!)
آرزو می کنم طنز ما به جایی برسد که خنده ی همراه با تفکر را به ارمغان بیاورد و نه اینکه صرفا بخنداند که آن وقت تفاوتش با فکاهه چیست؟!